تبليغاتX
کاغذ بی خط


کاغذ بی خط

زندگی کاغذ بی خطی است که خط های آن را خودمان ترسیم می کنیم

روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
... ... به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و هم اینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم!!.....

نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390| ساعت 13:46| توسط سیمین| |

کنار تو در زیر باران قدم می زنم
چتر برای چه؟
خیال که خیس نمی شود...!!!

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390| ساعت 13:2| توسط سیمین| |

دیروز اومده بود دیدنم- با یه شاخه گل سرخ

و همون لبخندی که همیشه آرزوش رو داشتم

گریه کرد و گفت: دلش برام تنگ شده - ولی من فقط

نگاش کردم- وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود...

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390| ساعت 22:25| توسط سیمین| |

معلم به خط فاصله می گفت:

خط تیره!!!

می دانست فاصله چه به روز آدم ها می آورد...

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390| ساعت 14:44| توسط سیمین| |

روزی با خود فکر میکردم که اگر او را با غریبه ای ببینم
شهر را به آتش میکشم!!!
حال حاضر نیستم کبریتی روشن کنم
که ببینم او کجاست....

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390| ساعت 16:7| توسط سیمین| |

ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک
هرکه از دیده مان رفت ز خاطر ببریم
یا که چون فصل خزان آمد و گل رفت
دل به عشق دگری داده ز آنجا برویم
وسعت دیده ی ما خاک قدم های تو بود
خاک زیر قدمت را به هزار دنیا ندهیم
 
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390| ساعت 15:59| توسط سیمین| |

کفش هایم که جفت می شود دلم هوای رفتن می کند.
من کودکانه بی قرار تو می شوم بی آنکه فکر کنم 
 چه کسی دل تنگ من خواهد شد.

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390| ساعت 15:41| توسط سیمین| |

به من قدرت آن را عطا کن که بتوانم

به آن اندازه که او را دوست می دارم

نیاز دوست داشتنش را در خود خاموش سازم

 

نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390| ساعت 17:25| توسط سیمین| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

 فال حافظ - قالب وبلاگ